على آقا نورى
134
خاستگاه تشيع وپيدايش فرقه هاى شيعه در عصر امامان ( فارسى )
منصوص بودن حق خويش بيان كند نياورده است . « 1 » امّا گويى اينان فراموش كردهاند كه نهج البلاغه منبع منحصر به فرد سخنان آن امام نيست . استناد و استشهادهاى آن حضرت به حديث غدير و پذيرش آن از سوى برخى از صحابه و نقل و پذيرش آن توسط عالمان و گزارشگران اهل سنت كه قبل از گردآورى نهج البلاغه مىزيستهاند ، در گنجايش اين مختصر نيست . در اينجا تنها به عنوان نمونه به فقراتى از نامه آن حضرت به معاويه اشاره مىكنيم كه توسط ابو اسحاق سقفى ( بيش از يك قرن قبل از گردآورى نهج البلاغه ) گزارش شده است : ما هستيم اهل بيت ، خدا ما را برگزيده ، مخصوص خود ساخته ، و نبوت را در ما قرار داده ، و كتاب و حكمت و علم از آن ما است ؛ پس فرمانروايى ما را سزد . واى بر تو اى معاويه . ما به ابراهيم سزاوارتريم . ما آل او هستيم و آل عمران به عمران سزاوارترند . و آل لوط و ما سزاوارتر به لوط هستيم و آل يعقوب و ما سزاوارتر به يعقوبيم و آل موسى و آل هارون و آل داوود به ايشان سزاوارترند . و آل محمد سزاوارتر به محمدند . ما اهل بيت هستيم كه خداى تعالى « ناپاكى از آنها بزدوده و آنان را پاكيزه ساخته است » « 2 » . و هر پيامبرى را دعوتى است ويژهء خود او و فرزندانش و خاندانش و هر پيامبرى را در حق خاندانش وصيتى است . آيا نمىدانى كه ابراهيم به پسرش يعقوب وصيت كرد و يعقوب چون مرگش فرارسيد پسرانش را وصيت كرد و
--> ( 1 ) . البته آن حضرت در موارد ديگرى به اين مهم اشاره كرده است . مواردى از كاربرد كلمه وصايت و پافشارى امام بر حق الهى خود و اهل بيت را بنگريد : معالم المدرستين ، ج 1 ، ص 295 - 328 و نيز الغدير ، ج 2 ، ثقفى ، ابراهيم بن محمد ، الغارات ، تصحيح ارموى ، ج 1 ؛ ص 195 - 202 ، و نيز بنگريد : محمدى رىشهرى ، اهل البيت فى الكتاب و السنة ، مبحث حقوق اهل بيت ، در نهج البلاغه ، ( خطبههاى 3 ، 87 ، 109 و 239 ) ؛ نيز حضرت به حقوق اهل بيت اشاره كرده است امّا صراحتى در بيان حق الهى و منصوص براى آن حضرت و اهل بيت به چشم نمىخورد . ( 2 ) . احزاب : 33 .